محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4577
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و هم در اين سال در بصره طاعون رخ داد . و هم در اين سال قحطبة بن شبيب از مردم گرگان كشتار كرد . به قولى نزديك سى هزار كس از آنها را بكشت ، زيرا چنان كه گفتهاند خبر يافت كه مردم گرگان از پس كشته شدن نباتة بن حنظله اتفاق كرده بودند كه بر ضد قحطبه قيام كنند . و چون قحطبه از اين قضيه خبر يافت وارد شد و گروهى را كه ياد كردم بكشت و چون نصر بن سيار كه در آن وقت به قومس بود خبر يافت كه قحطبه ، نباته را با آن گروه از مردم گرگان كشته حركت كرد و تا خوار از توابع رى برفت . سبب اقامت نصر در قومس چنان كه در روايت ابو الحسن جشمى آمده آن بود كه وقتى ابو مسلم تميم بن نصر و نابى بن سويد عجلى را كشت فرمان زياد بن - زرارهء قشيرى را به عاملى نيشابور همراه منهال بن فتان فرستاد به قحطبه نيز نوشت و دستور داد كه از پى نصر برآيد . گويد : قحطبه على را با مقدمهء خويش فرستاد و خود او نيز برفت تا به نيشابور رسيد و دو ماه رمضان و شوال سال صد و سىام را آنجا بسر برد . نصر در يكى از دهكده هاى قومس بود به نام بذش ، قيسيانى كه همراه وى بودند در دهكده اى به نام ممدا فرود آمده بودند . نصر همراه گروهى از سران خراسان به ابن هبيره كه در واسط بود نامه نوشت و از او كمك خواست و كار را سخت مهم وانمود . اما ابن هبيره فرستادگان وى را به زندان كرد . نصر به مروان نوشت كه من گروهى از سران خراسان را پيش ابن هبيره فرستادم كه وضع كسان اينجا را معلوم وى دارند و از او كمك خواستم كه فرستادگان مرا به زندان كرد . من همانند كسى هستم كه او را از اطاقش به حجره اش راندهاند سپس از حجره اش به خانه اش راندهاند و سپس از خانه اش به صحن خانه راندهاند . اگر كسى وى را بكمك دريابد و كمكش كند شايد به خانه اش بازگردد و خانه براى وى بماند . اما اگر از خانه اش به راه رانده شود نه خانه براى او ماند و نه صحن .